تبليغاتX
بهترین ها آرفو

بهترین ها آرفو

بررسی مشکلات اجتماعی , اقتصادی , سیاسی جامعه از دید یه ...

یه بار دیگه هم یه پستی مثه همین رو داشتم اون قدیم ندیما -

رفته بودم عسلویه اسکله پارس جنوبی  رو واحد داریوش  حالا اومدیم نوشهر اونم بندرش هستیم تو خدمتت

با تو ام یادته میگفتی متنفری از آرزوهای کوچیک ولی بازم یه دونه دیگش برآورده شد

 

+ نوشته شده در  87/07/29ساعت 13:32  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

A: How much do you ......... ?

B: About 60 kilos .

1) Speed          2 )Jump          3 ) Weigh          4 ) Build 

+ نوشته شده در  86/09/03ساعت 15:29  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو می‌کشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنج‌های فراوان يا بالعکس صورت مي‌گيره

به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش مي‌ارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد
برخلاف نظر خيليها که می‌گن خودکشی خيلی راحت و سهله بايد بگم نخيييييييير... اونجوريام نيست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشي هم جدا از اين مطلب نيست

اول از همه اون کسايي که می خوان خودکشی کنن رو دسته‌بندي مي‌كنيم

کسی که در عشقش شکست خورده
کسی که ور شکست شده
(کسی که قاط زده ( مثه من
کسی که از زندگی خير نديده
کسی که بدجوری روش فشار اومده
کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببينه
و خلاصه هر کسی که يه جورايي به آخر خط رسيده
افراد بالا، به هرحال مستقيم به جهنم می‌رن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه

شما جزو كداميك از دسته‌هاي بالا هستيد؟
اگه هستيد ادامه مطلب رو بخونيد و گرنه يه دسته جديد برای خودتون ببازيد و بعد بقيه شو بخونيد

حالا فرض می‌کنيم: طرف تنها مياد توی يه اتاق و در رو قفل مي‌كنه و عزمشو برای خودکش جزم مي‌كنه. به دور برش نگاه مي‌كنه و اين وسايل رو مي‌بينه

طناب
سيخ کباب
کبريت آغشته به بنزين
قرض دياز پام
آمپول هوای تهران
دندون مصنوعی حاج خانمشون
لوله گاز
پاکت نايلون
چاقوی ميوه بری
نخ کاموايي
سوزن لحاف دوزی
تيغ ريش تراشی مصرف شده
مرگ موش

خب... براي شروع بد نيست

ولی نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب مي‌كنم: «تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلی مهمه

فرض کنيد درب اتاق شما رو می‌شکنن و شما رو در حالتی پيدا می‌کنن که از يه طناب از سقف آويزونيد و داريد مثل پاندول ساعت تاب می‌خوريد و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتيول از دهنتون آويزونه و صورتتون سياه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شيميايی شلوارتون هم خيسه

نه... خودتون جای تماشاگرا باشين، حالتون بهم نمی‌خوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمی‌ده؟
قيافه شما بعد از خودکشی بايد از هميشه معصومانه تر... از هميشه زيباتر و از هميشه دوست داشتنی‌تر باشه تا دل همه حسابی بسوزه

با اين حساب، دور حلق آويز کردن... خودسوزی... و خفه‌گی با گاز رو خط بگيريد

يه بنده خدايي از دوستان، خيلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش يه ابتکاره

ايشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای ديگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد

فقط بدی کارش اين بود که هيچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بيرون نکشيد... چون به هر حال کار کثيفيه. حالا خودتون قضاوت کنيد. اين خودکشی ترحم کسی رو بر می انگيزه؟

يا اونايي که روی سرشون نايلون می‌کشن و دور گردنشون روی نايلون رو با طناب می‌بندن و يا اونايي که خودشون رو جلوی ماشين ميندازن و له می‌شن... اينا همشون ديوونه‌ان

خودکشی ايده‌آل خودکشي است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثيرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه

ژاپونی‌ها يه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به اين صورت که يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سينه فرو می‌کنن توی قلبشون. البته اين کار يه کم درد داره. يه جورايي حس می کنيد که توی سينه تون آب جوش داره قل مي‌زنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بديش اينه که حتما می‌ميريد


در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نميريد

يه جور خودکشی که بيشتر بين شکمو‌ها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. اين نوع خودکشی خيلی حال داره
چون حداقل گشنه نميميری! و خوبی مهم ترش اينه که به سر منزل مقصود هم نمی‌رسی و معمولا زنده می‌مونی. نمونه‌اش اينكه: يه بنده خدايي که با سی‌تا قرص ديازپام خودکشی کرد و دور و بری‌ها به هوای اينکه مرده خاکش كردند و يارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد وديد: ای دل غافل... همه جا سياهه و يه موش هم داره انگشت پاشو می‌جوه. زنده بگوری خداييش وحشتناکه

اول خوب فکراتونو بکنين بعد خودتونو بکشيد

يه موضوع مهم توی خودکشي، پشيمونی ديرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسايي که خودشون رو مي‌کشن، وسط يا آخر کار پشيمون می‌شن و اين در حاليه که هيچ راهی برای برگشت نيست. يه يارويي برای خودکشی يه تيکه پارچه رو گلوله می‌کنه و فرو می‌کنه توی حلقش و با ته گوشکوب ميده بره پايين ولی همون لحظه پشيمون مي‌شه و اين درحاليه که داره خفه می‌شه... يارو می‌دوه بيرون و از شدت عجله از روی پله‌های آپارتمان پرت می‌شه پايين و می‌ميره... و جالب اينکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگي

نکته مهم ديگه اينه که مدت خود کشي نبايد زياد طولانی باشه

مثلا فرض کنيد در نوع رگ زدن خيلی طول می‌کشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد

يا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلکه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روی هوا

پس عاقلانه تر رفتار کنيد

تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار دهيد

زمان خودکشی رو درست انتخاب کنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش
مبادا بعد از خودکشی از ريخت و قيافه بيفتيد
بهترين لباستونو تنتون کنيد
حتما يه يادداشت بذاريد و علت خودکشی رو شرح بديد و انگشت هم بزنيد
خواهشا زياد کثيف کاری نکنيد
موقع خودکشی لبخند بزنيد تا لبخند روی لبتون باقی بمونه
لطفا چشاتونو باز نذاريد چون خيلی وحشتناکه
يه بسته دستمال کاغذی حتما روی ميزتون باشه
اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنيد. (پليسا ببينن خوب نيست
رد انگشتتونو همه جا بماليد تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتيد
يه جوری خودکشی کنيد که دوباره بشه زنده تون کرد
دليلتون برای خودکشی قانع کننده باشه
برای مسايل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما
قبل از خودکشی حتما يه فال حافظ بگيريد
قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک يادتون نره
بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشي
اگه توی دستتون يه گل سرخ باشه صحنه خيلی رمانتيکتر و رويايي‌تر به نظر مياد و اشک آور تره
در اتاق رو حتما قفل کنيد که جريان هيجان انگيزتر باشه
قبل از خودکشی حتما گريه کنيد . صورتتون اشک آلود باشه
خودتونو براي رفتن به جهنم رفتن آماده کنيد

حالا جديد ترين و راحت ترين روشهای خودکشی

برای جنس نرينه

«استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنيد
تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو
خيلي آروم نوک انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد و جوراباتونو ببريد زير پتو
هيچ راه نفوذی برای هوا نذاريد
يک ساعت بعد... شما مرديد
خدا رحمتتون کنه


برای جنس مادينه

« سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنيد
بريد زير پتو
اتاق حتما کاملا تاريک و ساکت باشه
حالا چشماتونو ببنديد و فرض کنيد يه موش خوشگل داره روی تنتون راه ميره
خواهش می‌کنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد
مرسی

توی جهنم می‌بينمتون


نويسنده : نميدونم اما ازش خواهش ميکنم با من تماس بگيره

ویرایش : حال می کنم با هاش ...

خودكشي ===Arfo

+ نوشته شده در  84/11/16ساعت 23:18  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

یعنی چی این حرفها ..

با همتون هستم ..

با با چرا حالیتون نمی شه ...

باور کنید هیچ وقت هیچ حرفی رو از روئ غرض نزدم و نخاهم زد ...این کارها و این حرفها چیه ...بذارید برم کارهای اداریمو انجام بدم میام حساب همتونو صاف می کنم ...

بخدا هممون خیلی بد بختیم ...

می گم  بریم بمیریم می گین نه ....

ادمها این طورین ... 

====

من که کم اوردم یه مدت میرم استراحت ....>><< داداشی میاد واستون آپ می کنه ...داداش ناصر رو نمی گم هاا..

حالااا

فعلا ..

خوشو سلامت باشید ..

برام دعا کنید ---ها واقعا برام دعا کنید ..

مرگ رو هم ....

+ نوشته شده در  84/11/12ساعت 8:51  توسط آرفو رفت عارف اومد  

به دلیل یه سری مشکلات فعلا تعطیل تا اطلاع ثانوی... 
+ نوشته شده در  84/11/04ساعت 12:7  توسط آرفو رفت عارف اومد  

والاه چی بگم فقط می تونم بگم دارم می ترکم ...

اخه من ۱ هفته پیش یه اتفاقی واسم افتاده بود منم اومدم همه ی جریان رو اینجا نوشتم و گذاشتم ثبت موقت ولی الان که اومدم نمی دونم کجا خریت در اوردم که همهی نوشته هام و اون عکس جالب پرید رفت ...

خیلی حیف شد ..خیلی ...باید به خودم تسلیت بگم ..کاشکی وبلاگ هم مثل کامپیوتر سیستم رستوری داشت ..کاشکی ...این هم مثل خیلی از کاشکی ها ..

ولی خدایی زور داره ها پستت به این راحتی از دستت بره ..حالا بذارید برم دایی پدرمو در میاره بهش قول دادم زود برم ..

امشب یه موضوع توپ پیدا می کنم فردا صبح آپ می کنم ..

ارفو به این راحتی نمی زنه بغل ..

خیلی شده ها ...

برم که کلمو می کنن..

دوستتون دارم چون دوست داشتنی هستید ..

کاشکی ....

 

+ نوشته شده در  84/11/02ساعت 10:27  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

 توجه                     توجه    

                          سلام بچه ها
امروز خيلي فكر كردم ...كه چي بنويسم ...كه دوست خوبم يه ايده خوب انداخت تو فكرم ..
دفعه ي قبل كه يادتونه كارت اينترنت گذاشته بودم تو وبلاگ اين دفعه مي خوام يه جايزه خيلي گنده تر بدم بهتون ((((....يه عدد خودرو پژو 206 .... ))))
واي ميدونيد يعني چي ...
يه 206 خوشگل و ماماني اونم مفت و مجاني ...
اونم با هر رنگي كه دوست داريد ...
تعجب نكنيد خرجي هم نداره ..حالا ميگم چيكار كنيد ..
مواد لازم براي بدست اوردن يه 206 :
1. رفتن به وبلاگ دوست عزيزم صحرا
2. كامنت گذاشتن براي ايشون و درخواست 206 با رنگ درخواستي
3.ترجيحا يه بلاگ براي خودتون داشته باشيد تا جواب براي شما در قسمت كامنت بلاگ شما درج مي شود ...اگر هم خودتون بلاگ نداشتن ادرس بلاگ دوستان رو بديد .
4.از دوستاني هم كه ميخوان نقدي دريافت كنن اعلام بفرمايند تا نقدي بهشون پرداخت شود ...
5. آدرس رو دقيق بفرماييد ( نه مثل من كه عمرا 206 برسه بدستم
)
                                                                           

206 majani

در آینده ای نه چندان دور منتظر  BMW مجانی هم  باشید

bmw ljani dar ayandei nazdik

  

+ نوشته شده در  84/10/26ساعت 22:18  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

سلام دوستان کوچو لو و خوبه من

مرد اونیه که قول بده و رو قولش وایسه

همون طوری که قول دادم گفتم به بهترین جواب این سوال :  ***اگه شما جای خدا بودید چی کار می کردید؟***

۲۰ ساعت اینترنت مجانی تعلق می گیره ...

ولی خوب نتونستم بهترین جواب رو انتخاب کنم یعنی خودتون نخواستین ...

منم واسه اینکه بد قولی نکرده باشم یوز و پسورد رو همین جا قرار میدم تا حالشو ببرید ...( البته نه ۲۰ ساعت )

به نظر من که همتون برنده هستید ..

برندگان

رز - اناهیتا - سپیده - سپیده -

شهاب - فرشادHeY_i_aM_So_CrazYمغرورترين‌پسر‌دنيا - نگار - گلی - رويا - خوشگله آسمونها - نسترن - گل شب بو - حمیدرضا - karo0o - روشنک - کیوان اکوانیان - عاطفه - عارف - ستاره - بهار هاشمی - مهسا - زنده بگور - ف.شیدا - خانوم کوچولو - سیندرلا و ...

و اما

Daily User : d0016r76988
Daily Password : 77995744


Nightly User : n0016r76988
Nightly Password : 77995744

Dial Number : 9716424 - 97161109
                       88310821 - 66937333

شماره پشتيباني : 88787969

مشکلی بود با من تماس بگیرید .

+ نوشته شده در  84/10/21ساعت 15:47  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

سلام به دوستان خوب و عزیز خودم ...

تو پست قبلی یه سوالی گذاشته بودم که خیلی از دوستان زحمت کشیدند و جوابشو دادن ...عده ای هم نخواستن به سوالم حتی فکر کنن که نظر اونا هم واسم محترمه ...

واما پست امروز : من میخوام جوابهای دوستان رو تو این پست بیارم و به انتخاب خودتون بهترین جواب رو برای این سوال پیدا کنیم تا هم من بتونم به بهترین جواب این سوال برسم و شاید هم بتونه به شما کمک کنه ...

خواهشا لطف بفرمایید بهترین و قشنگترین جواب رو انتخاب و در قسمت ناله ها ( نظرات ) بنویسید یا اینکه در قسمت تابلو گفتمان یادداشت بفرمایید .

واما جایزه  البته اگر میشه بهش گفت جایزه : به بهترین جواب که اونم با انتخاب خود شما هستش یه کارت اینتر نت ۲۰ ساعته ( تهران ) تعلق می گیره .

حالا چرا تهران :

۱. نمی تونم بگم این دلیل رو !!!

۲. نا سلامتی تهران مرکز هستش .

۳.حالا تا بعد ...

باور کنید من بچه شهرستان هستم .

خوب بسشه بریم سر اصل مطلب :

اگه شما جای خدا بودید چی کار می کردید؟

۱. آرفو ( صاحابش ) : خوب میشدم دیونه ...بعدشم خوب وقتی خدا دیونه باشه بچه هاشم میشن دیونه ...( میشه دنیای دیونه ها )

۲. سپیده : من همه آدما رو نابود میکردم.
جدی میگم.
 

بابا بی خیال ترسیدم ...میگم دیونه ای میگی نه !!!

۳.اناهیتا : راستی تازگی ها خیلی دوست دارم جای خدا بودم تا جواب یک سوالم رو ازش می پرسیدم یا جوابم رو میفهمیدم ................
خدا جون چرا؟

این همون کسی که این سوال رو اختراع کرده ...

منم خیلی ازش ممنونم ...و امیدوارم هر چه زودتر اون مشکله بزرگش حل شه ...اخه شما که نمی دونید ..من که اگر به جاش بودم کم می اوردم .

۴ . رز !! : همه ی آدمایی را که دل دیگران مخصوصا عاشقان را می شکنند ، نابود می کردم . کاری می کردم که آدما نتونن دروغ بگن ، تنفر را از قلب همه ی آدما پاک می کردم ...
ولی اشتباه می کنم . خدا اگه بخواد خودش می تونه همه ی این کارا رو بکنه ولی نمی کنه . چرا ؟! حتما حکمتی داره ... ما توی این مسائل دخالت نکنیم بهتره !!

اینم یه حرفیه ...

۵ . سپیده (۲) : عشق بازی
همون کاری رو که اون انجام داده و میده
چه چیزی همیشه موندگاره؟
میگن خدا فنا نداره همیشه بوده و هست
چون
عاشقه!

والا مخم تا به اینجاها نمی رسه ...

۶ . شهاب : من اگه جای خدا بودم... فکرش رو که می کنم خوشحالم که نیستم. چون خدا اون بالا خیلی تنهاست. فرقش با تنهایی من اینه که من مثل اونو دارم اما او مثل خودشو نداره!!

وای به حاله اونی که  خدا رو نداره ...

۷ . فرشادHeY_i_aM_So_CrazYمغرورترين‌پسر‌دنيا : وقتي نمي دونم روز قيامتي هست يا نه ...
چي بگم ؟

فرشاد جون یه وقتایی سکوت جواب سوالات رو میده ...

۸ . نگار : عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
همان یک لحظه اول
که اول ظلم را دیدم از مخلوق بی وجدان
جهان را با همه زیبایی و زشتی
به روی یکدگر ویرانه میکردم...

ادامه در قسمت نظرات پست مربوطه .

اون خدا هستش و من بنده ی خدا ...چقدر صبر ؟؟؟

۹ . گلی : اگه جای خدا بودم
همینطور عاشقا رو از هم دور نگه میداشتم تا همیشه تو عشق همدیگه بسوزن
و همو از یاد نبرن چون اگه وصال به راحتی باشه دیگه عشقی نمی مونه
آدمای بدو بیشتر می کردم تا خوبا بازنده ی این دنیا باشن و بدا برنده
عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم .....

والا واقعیته ولی حقیقت نیست ...

۱۰ . رويا : اگه من جاي خدا بودم حداقل بين بنده هاش يه كم انصاف قائل مي شدم . ( يكي توي گرسنگي بميره و يكي ....

دردی هستش که واسه خودم سواله ؟... چرا اینطوری باید باشه ؟...شاید پست بعدی من این موضوع باشه ! 

۱۱ . خوشگله آسمونها : اگه به جای خدا بودم ظالما رو نابود میکردم..........

حتما هم اولیش خودت بودی !!!( شوخی کردم خوشگلم )

۱۲ . نسترن : جواب سوالت را ..............
 هر کس عقیده خودش را داره و محترمه سوال تو هم جایگاه خودش را داره ولی من حتی نمیخوام بهش فکرکنم ....

 حتی ارزش فکر کردن هم نداشت ؟

۱۳ . گل شب بو : سواله سختیه ولی فکر کنم یعنی اصلان فکر هم نمیخواد چون خداوند کاری رو که درسته انجام میده پس نیازی نیس ما جای خدا باشیم .

والا شاید اینطوری باشه ...ولی نه ...پس این همه ملت چی میگن ؟

۱۴ . حمیدرضا : من اگه خدا بودم همه رو عاشق می کردم
نه عِشق الکیا عشق واقعی
بعد همه چی حل می شد
البته خدا داره مارو امتحان می کنه
این یادمون باشه.

یادمون باشه تا کی ؟...باشه هر چی شما بگید ...

۱۵ . karo0o : اگه جای خدابودی چی کار میکردی جواب میدم جای خدا بودم ببین چه کارا کردم :
شبی در حال مستی تكيه بر جای خدا كردم
در آن يك شب خدايا من عجايب كارها كردم
جهان را روی هم كوبيدم از نو ساختم گيتی
ز خاك عالم كهنه جهانی نو بنا كردم
كشيدم بر زمين از عرش، دنيادار سابق را
سخن واضح تر و بهتر بگويم كودتا كردم
خدا را بنده خود كرده خود گشتم خدای او
خدايی با تسلط هم به ارض و هم سما كردم
.
.
.
چو از خود بی خود بودم ندانسته چه ها كردم
سحر چون گشت از مستی شدم هوشيار
خدايا در پناه می جسارت بر خدا كردم
شدم بار دگر يك بنده درگاه او گفتم.

خواستی همشو بخونی برو تو قسمت نظرات پست مربوطه .

بازم که اومدیم سر جای اولمون ...حالا نمی شه همیشه در حال مستی باشیم ؟....

۱۶ . روشنک : و اما جواب سوالت
من هیچ وقت نمی تونم جای خدا باشم
چون اون بهترین جا نشسته و بهترین کارا از دستش برمی یاد
صلاح همه رو هم می دونه
اگه این بشر یه لحظه فقط جای خدا باشه چیز جالبی برای ارائه نداره همه چی میریزه بهم
فکر می کنم به حد کافی از سوالت پشیمونت کردم نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واسه چی پشیمون ؟تا باشه از این حرفها ...شاید ما هم به راه راستی که میگن کشیده بشیم ...

۱۷ .کیوان اکوانیان : خدا؟
خدا؟
خدا؟
آيا خدا در اين نزديكي است
آيا
شما خدا را ديده ايد

خداوندا نفهميدم خطا كردم.

کیوان جون من خیلی گشتم ولی تا حالا که دارم این متن رو می نویسم نتونستم خدا رو پیدا کنم ...

۱۸ . عاطفه : من اصلا نمی خوام به جواب این سوال فکر کنم...چون مطمئن هستم هر کاری بکنم به کاملی و دقیقی و زیبایی او نخواهد بود!....و بعدش هم من قدرت و توانش را در خودم اصلا!!!! نمی بینم!

اینو که خودمم می دونم ...حس می کنم دارم با آبجی عاطفه خودم حرف می زنم ...

۱۹ . عارف : من اگه جای خدا بودم دروغو از روزمین بر میداشتم تا اسمه پاکی مثله عشق هیچ وقت دروغ نشه!

نه که بخاطر این باشه که اسمت عارف هستش ولی تا اینجا قشنگترین جواب رو دادی ...ممنونم عارف .

۲۰ . ستاره : راستش این سوال یه کم از سخت سخت تره
حتی نمی شه بهش فکر کرد .

حتما این طوری هست ولی چطور بعضی ها می تونن ؟!!

۲۱ . بهار هاشمی : اینم شد سوال؟!...یا سرنوشت رو از زندگیشون حذف می کردم و یا خودشونو...همین!(جدی نگیر...به قول خودت بهتره به مرگ فکر کنیم! اما من که وقتشو ندارم بلاخره دیر یا زود خودش میاد...)

 اینم یه جواب دندون شکن ...

۲۲ . زنده به گور : اگه من جاي خدا بودم كه خيلي خوشحالم نيستم . اين همه كثافت كاري نمي كردم . حسابامو درست انجام ميدادم تا كارام اشتباه نشه و سيل و زلزله نياد كه خودم هم نتونم جلوشو بگيرم و هر چي اين مردم مسلمون دعا مي كنن كه بلبا سرشون نياد آخر هم مياد و از دست من هم كاري بر نمياد . بلكه كار از دست اين ژاپني ها و آمريكايي ها بر مياد و اونها زلزله ها و خيلي از سيل هاي من رو بي اثر كردن ... من اگه جاي خدا بودم اينقدر بي رحم و آشغال نبودم ... كتاب هاي چرتي مثل قرآن و انجيل كه سر و ته ندارن رو نمي آوردم كه مردم تحصيل كرده اون رو بخونن و من ر ومسخره كنن . تو اون دنيا سيخ تو چش مردم نمي كردم ،‌مواد مذاب تو حلقشون نمي ريختم ،‌چشماشونو از كاسه در نمي آوردم ، تو مواد مذاب نمي نداختمشون ، پوستشونو نمي كندم ، من نمي خواهم خدا شوم چون اين انسان خيلي آگاه تر و با وجدان تر از اين خداست .

بابا حالا دیگه داره سیاسی میشه !!!...خوب هر کی یه نظر و یه تفکر داره و واسه منم محترمه .

۲۳. ف.شیدا : اما اگه خدا بودم به همه آدما یه قلب خوب و مهربون میبخشیدم اونوقت دنیا انقدر مشکل نداشت که امروز داره چون برای همه دردهای جامعه دلهای دلسوز و مهربون کافی بود نه دلی میشکست نه جفائی بود نه خطائی و همه بهم میرسیدن و کمک هم بودن کاش اینطور میشد.(البته این نظر منه)!

چه آدم مهربونی ...بله نظر شما برای همه محترمه ...

۲۴ . خانوم کوچولو : من اگه جای خدا بودم،که البته زبونم لال....همین کارایی که خدا میکنه میکردم....چون اون بهتر ازهرکس دیگه ای میدونه که چه خبره وخلاصش اینکه دنیا دست اونه دیگه...

هیچ حرفی واسه گفتن ندارم ...

۲۵. آتنا : من اگه به جای خدا بودم همه عاشقا رو به هم میرسوندممممممممممم
کاری میکردم هیچوقت عذاب دوری همو نکشن.

خوب اون وقت ديگه ليلي و مجنوني وجود نمي داشت ...

۲۶ . سیندرلا : مطمئنم اگه من جای خدا بودم (استغفرالله) دنیا خیلی بی نظم و شلوغ پلوغ و بهم ریخته و بی قانون و شیر تو شیر بود و هیچی سر جاش نبود اصلا چرا اینطوری به قضیه نگاه میکنم اگه مسئولیت اداره یه ادم رو به ما بدن نمی تونیم از پسش بر بیایم چه برسه به دنیا با این همه ادم ولی اگه افسار زندگی دست من بود قلب ادم ها رو یجور دیگه می افریدم یجوری که واقعا سیاهی توش نره سفید سفید باشه ای سفیدی طبیعی باشه چون افتاده دست ادما قلبا سیاه شدن اما بازم می دونم اونجوری که من میگم دنیا پرا اشکال میشد همیشه میگم با خودم چی میشد همه ادما از یه جنس بودن اصلا زن و مرد بی معنیه همه یه جور اما کمی که فکر میکنم میبینم پره اشاله خلاصه اینکه فکر کردن به این سوالا دیوونه ای مثل منو دیوونه تر میکنه.

به علت ذیغ وقت بدون جواب می مونه ...

۲۷ . ابجی خاطره : من از این پست سر در نیوردم رفتم پست قبلو خوندم..................سوالتو
راستش من اگه بودم ..............مثلا .................عدالت رو بیشتر بین دختر وپسر برقرار می کردم...................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نمی دونم شاید جواب مسخره ای باشه!!!!!!!!!!!!!

واسه چی مسخره ...چقدر ناامید ...

۲۸ . صحرا : من اگه جای خدا بودم یکی از این دو تا رو
1. نسل انسانها رو منقرض می کردم
2.یا اینکه نمی ذاشتم نسل دایناسورها منقرض بشه دیگه

 ۲۹ .بهمن : من اگر جای خدا بودم یه هفته همه اش یه هفته ول می کردم می رفتم مرخصی.
این عارف دل کباب رو می ذاشتم جای خودم تا با دیوونه بازی هاش یه حالی به همه ی عاشق ها بده. خدا که برمی گشت می دید همه جا جشنه ناراحت می شد حال عارف رو می گرفت همه ما به ویژه یه دختر لوس -که همه می شناسنش -دلمون خنک می شد...در ازای این خدمتی که به عارف می کردم می گفتم خشکه حساب کن برنده شیم.

رشوه ه ه ه ه ه ه !!!

۳۰ . دختر پاستوريزه : فكر نميكنم من جزو برنده ها باشم
آخه ....
من كه نتونستم به سوالت جواب بدم
آخه خدا خودش ميدونه كه داره چيكار ميكنه
من مطمئنم.

...

از دوستانی هم که جوابشون در این قسمت قرار نگرفت از همین جا از همشون عذر خواهی می کنم ...

 

(( خواهشا نظرتونو ( انتخابتون ) رو تو قسمت ناله ها درج کنید ...

حتی الامکان یه انتخاب ...آخه ۲۰ ساعت کارت چیه که نصفش کنم به ۲ نفر بدم .))

ميشه خدا بشم ؟!!!   ََArfo

 

+ نوشته شده در  84/10/12ساعت 13:56  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

امروز میخواهم یک سوالی بپرسم که  ممکنه جواب دادن بهش یک خرده سخت باشه و مسئولیت زیادی رو بطلبه ...

اگه شما جای خدا بودید چی کار می کردید؟

پ.ن ۱: من این سوالو از وبلاگ دوست عزیزم آسمان آبی در اوردم ! 

پ.ن ۲:خدا جون چاکرتیم جسارت نکردیم ها .......

پ.ن ۳:واقعا دوست دارم جواب همتون رو بدونم

============================

فیلتر شکن

نخواستم پست جدید بدم برا همین اومدم همین جا واستون یه فیلتر شکن توپ گذاشتم . 

+ نوشته شده در  84/10/05ساعت 16:55  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

 

 

 

هايت تمامي نيروها پيوستن است...
پيوستن به اصل روشن خورشيد ،
و ريختن، به شعور نور..."

سلام.
قولا من رب  رحيم...

 

 

 

◊◊◊◊

 

"فقط يک خدا وجود دارد و آن خدا متعلق به همه است . همه نزد خدا مساوی هستند و اوست که قضاوت می کند .

ما فقط وظيفه داريم که به هندو کمک کنيم هندوی بهتری باشد ، به مسلمان کمک کنيم مسلمان بهتری باشد ، و به مسيحی کمک کنيم مسيحی بهتری باشد . "

◊◊◊◊

 

ادامه 

+ نوشته شده در  84/10/05ساعت 16:37  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

 

 

 

فقط مي تونم بگم مباركتون باشه ...

 

 

Milade Masih ....www.arfo.blogfa.com

+ نوشته شده در  84/10/03ساعت 21:6  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

سلام
نمي خواستم آپ كنم ولي خوب دوستان نمي زارن ) سپيده (
هر چي فكر كردم چيزي به ذهنم نرسيد . گفتم بيام تبليغ كنم شايد مشتري هام زياد شه .
اينم ليسته قيمت پرينت
ارزون حساب كردم
بشتابيد تا دير نشه ... 
 
 

۱۰ تومان

1 برگه متن  پرينت بر گرفته از اينترنت

۱۰ تومان

پرينت متن به تعداد كم 

۳۰ تومان

پرينت متن به تعداد زياد

۳۵ تومان

ويرايش متن و پرينت

۸۰ تومان  

پرينت عكس

 
اي واي از همتون عذر مي خوام تو ليسته قيمت ها ۲ تا ۰ كم گذاشتم .
مثال : ۱۰ = ۱۰۰۰
اينم يه طوريشه
قابل توجه سپيده خانوم : به كسي زوركي نگيد آپ كنه . اين كار ها رو مي كنيد كه مغز ها همشون از كشور فرار مي كنن.
 

 

+ نوشته شده در  84/10/03ساعت 19:37  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

نمی تونم بنویسم ولی خوب دعوت که می تونم بکنم .

اون دسته از دوستانی که میخوان دعوت شن به :

جی میل ( ۲گیگا فضای رایگان )  www.mail.gmail/mail

( 30 گيگا فضاي رايگان )  www.30gigs.com  30Gigs

میخوای واسه دوستت SMSبفرستی اونم بدون اینکه از خودت موبایل داشته باشی بعدش مجانی هم باشه .

 .( بچه ها نخونن بد آموزی داره ) :

یه چیز جالبتر واسه اونی که SMS می فرستید شماره ی۹۸۳۰۰۰ + می افته و یه جورایی می مونه تو خماری

اگه خواستی ایمیلتو تو قسمت ناله ها قرار بده تا در اسرع وقت دعوت بشی.

  راستي يادم رفته بود، شب يلدا به همتون خوش بگذره .
من كه پارسال تا تا صبحشو بيدار بودم .
امسال فكر نكنم خبري باشه .

قربونه همتون

+ نوشته شده در  84/09/30ساعت 16:46  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

می دونم یه کم دردناکه ولی خوب . خوبه که آدم واقعیت ها رو ببینه ...

ابزار لازم برای آدم کشی ...

رفته اتاق پروف تا خودشو آماده کنه ...

شما میدونید داره چیکار می کنه ...

...

آخ جون مخ ...بی مخ ها بیان بخورن ..اولیش خودمم ...

...هندونه قاچ زده ؟ !

...شک دارم آدم باشه ...

...به دلایل امنیتی عکس فوق در سایز کوچیک ارائه میشه ...

 

 

 

 

 

 

 

...и печень. Вот печень подкачала: она неестественно светлая. Это - тоже признак алкоголизма: нормальная печень гораздо темнее, почти коричневая.

 

 

 

...

اگر باعث آزرده خاطر کسی شدم عذر میخوام...
 
+ نوشته شده در  84/09/22ساعت 17:1  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

سلام دوستان تولدت مبارك آرفو

آره درست فهمیدین امروز روزیه که آرفو اومد ( حالا کی بخواد بره معلوم نیست )

درست ۲۲ سال پیش تو روز سه شنبه .

راستی هر کی میدونه تو چه روزی(شنبه >یکشنبه و....) َ به دنیا اومد لطف کنه تو ناله ها بنویسه.

اگر هم نمی دونستین و براتون سوال شد برید از مامانتون سوال کنید


---------------------------------------------------------------------------

ديوانه شده بودم...

دوباره دلم هواي آن خيابان بلند و خلوت را كرده بود...

يقه هاي باراني ام را بالا دادم و كيفم را روي شانه چپم انداختم و دست راستم را از حلقه آن رد كردم تا دستانم

 

آزادتر باشند...

 

دستانم را هم توي جيبم فرو مي كنم...

 

نسيم نيمه خنك پاييزي توي صورتم مي كوبد و موهايم را هم به اينطرف و آنطرف پرت مي كند....

 

ياد تو مي افتم كه هميشه مي گفتي پسر هميشه آشفته!!!

 

راه مي روم و مي انديشم به همه چيز...

 

و بيشتر از همه به تو...ادامه

+ نوشته شده در  84/09/22ساعت 11:55  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

مسوول اداره دامپزشكي بروجرد گفت: بره‌اي با چهره‌اي انسان نما از شكم گوسفندي در حين كشتار دراين شهرستان خارج شد"محمدرضا جباري" روز يكشنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: اين بره كه در حين كشتار دركشتارگاه صنعتي بروجرد مشاهده شده است، فاقد پوزه بوده و از نظر ترتيب قرار گرفتن گوش و چشمها همانند انسان مي‌باشد.وي تصريح كرد: اين گونه پديده‌هاي نادر به دلايلي از جمله جهش ژنتيكي، هم خون بودن، خوردن علفهاي سمي در هنگام تشكيل نطفه و همچنين تزريق داروهاي شيميايي ايجاد مي‌شوند ... 


جباري اضافه كرد: طي سالهاي گذشته نيز حدود پنج مورد تولد حيوانات اهلي به صورت استثنايي و غير طبيعي از جمله تولد گوساله دوسر، تولد گوساله هشت پا و همچنين چسبيده بودن دو گوساله از ناحيه سر در بروجرد مشاهده شده است.براساس آمار موجود روزانه ‪ ۴۵۰‬راس گوسفند وبز و ‪ ۴۰‬راس گاو در كشتارگاه صنعتي بروجرد كشتار مي‌شود.

+ نوشته شده در  84/09/06ساعت 14:12  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

( تولد مريم حيدرزاده مبارک )
 
يکشنبه ۲۹ آبان ( ۲۰ نوامبر ) تولد مريم حيدرزاده شاعر جوان و ترانه سرا بود. مريم ۲۹ سالش شد.
برای من جالب بود که مريمی که فصل پائيز رو بهار خودش می دونه و يکسالی می شه که اعتصاب عاطفی کرده تولدش رو چطوری جشن گرفته و يکسال گذشته رو چطوری سر کرده.
 
مريم : تولد من هيچ اتفاق خاصی نيافتاد. آدم در اين روز بخصوص از بعضی ها انتظارات بيشتری داره که وقتی برآورده نشه، جشن تولد خوبی نمی شه!
ولی خونه شلوغ بود. از يکهفته قبل از تولدم مهمونی شروع شد و هنوز هم که يکهفته ای می گذره مهمانی ها ادامه داره.
فکر اينکه اگه می خواستيم برای مريم کادوی تولد بخريم چی می خريديم ؟ گل سرخ ؟ تی شرت ديويد بکام؟ مهمونها و خانواده براش چيا کادو بردن؟
مريم : خانواده که می دونن من عاشق عطرم و زود بطری های عطرم خالی می شه، برای من عطرهای مورد علاقم رو خريدن. ديگه عروسک گرفتم و بدلی جات که خيلی دوست دارم با چند تا کيف و يک صندوقچه !خيلی ازشون ممنونم.
خش خش برگها و سکوت قلم     
 
مریم حیدرزاده

البته اينها جای خودش تو صدای مريم يک سکوت و يکجوربی حوصلگی بود. شب قبل از مصاحبه هم خواب ديدم که مريم اصلا حوصله نداره و می گه : من مصاحبه نمی کنم!
البته منظور من رو که می فهميد! وقتی مورد صحبت حوصله نداشته باشه جمله ها زود تموم می شه و بيشتر بصورت جوابهای کوتاه به سوالات انجام می گيره تا مکالمه. بهرحال از مريم که ديگه ۲۹ سالش شده پرسيدم که ...
چرا پکری؟
مريم : بخاطر اينکه اون احساس و عشقی رو که به يکنفر داشتم ترک کردم ديگه ازش بريدم و زندگی بدون عشق خاليه!
پس هنوز " اعتصاب عشق " ادامه داره؟
مريم : بله.
ولی الان که پائيزه و تا اونجائی که همه خبردارن دوستانت فصل پائيز رو بهت تبريک می گن چونکه عاشق اين فصلی، حتی به مريم پائيزی معروفی!
مريم : بله، امسال پائيز گرمتر از سالهای قبل بود و حتی چند روز پيش بارونی آمد و من چند ساعتی زير بارون بدون چتر راه رفتم و ازش لذت بردم، ولی دلخورم از اين وضعيت عاطفی ای که به اجبار درگيرش شدم. امسال پائيز هيچ شعری که خودم خوشم بياد ننوشتم .البته هنوز تا شب يلدا يکماهی راه هست. شايد اتفاقی بيافته.
کيش و شيراز و لس آنجلس و شايد تهران!
مریم حیدرزاده
مریم حیدرزاده
امسال سال پرباری برای مريم بوده. هم چندين آلبوم با...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  84/09/06ساعت 12:13  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

زن ... مرد ...نيازهاي احساسي

نيازهاي احساسي زنها و مردها تفاوتهاي اساسي با يكديگر دارد.همانطوري كه قبلاً گفته شد در چالشهاي روحي زنها به اشتراك و مردها به انزوا نياز دارند كه در نتيجه اين اختلاف نيازهاي احساسي زن و مرد بدجوري براي هم شاخ و شونه ميكشند….جالبه كه ميدونيم هر 2 طرف با نهايت صداقت به پيش مي آيند تا خود را براي ديگري 6 تيكه كنند ولي نتيجه كاملاً عكس شده و باعث تحريك همديگر ميشوند.خودشون هم كف ميكنند كه د بيا...يعني چي؟؟؟!!!مثلاً زن فكر ميكند با سؤالات پي درپي و ابراز دلواپسي به نظر همسرش يك زن مهربان جلوه ميكند در حاليكه مرد يواشكي فكر ميكند كه تحت سلطه قرار گرفته و يكهو تحريك ميشود كه خود را آزاد كند!!!پس اعلام ميكند كه:..خانم ميزاري يه 2 دقيقه نفس راحت بكشيم يا نه؟…زن هم گيج و منگ ميشود و اصل قضيه را زير سؤال ميبرن…يعني علاقه…زن شوهرش رو با خودش ميسنجه و ميگه: اگه منو دوست داشت ميفهميد كه چقدر به فكرشم…واقعت اينه كه اين رفتاريست كه زنها دوست دارند با آنها بشود و كلي هم باهاش حال ميكنند ولي مرد اگر در شرايط نامناسب مثل خستگي باشد اين رفتار حكم دريل را برايش دارد!!!
مردها هم بدتر از زنها…وقتي ميبينند كه زن ناراحت است وي را با حالات خود ميسنجند و بهترين دارو را برايش تجويز ميكنند…تنهايي!!!…او خيلي رومانتيك زنش را به حال خود رها ميكند تا براي خودش بال بال بزند و با خودش كنار بيايد.بعضي از مردها هم در اين مواقع ميشن آخر درك كردن و به همسرشون ميگن:…نگران نباش..چيز مهمي نيست!!!
در اين لحظات زنها اگر قدرت داشتند شوهرانشان را خفه مي كردند!!!…آخه آدم حسابي…اين چه وضعه ادراكه؟.چرا نمي خواين اين تفاوتها رو درك كنيد؟؟….بابا، به پير ، به پيغمبر ، نيازهاي احساسي و ادراكي شما با هم فرق داره….تو رو خدا اونها رو ياد بگيرين و درست عكس العمل نشون بدين…براي احساس خوشبختي لازم نيست روزي 20 بار چشماتونو خمار كنين ، لباتونو چوله كنين ، بگين I LOVE YOU....

آقايون بدونين…

1-بايد به همسرتون نشون بديد كه بهش توجه ويژه دارين تا او حس كنه كه دوستش داريد.
2-بايد با حوصله به حرفاش گوش بديد تا احساس كنه كه دركش ميكنين.
3-بايد يه حقوقش احترام بذارين تا بدونه به شخصيتش علاقمنديد.
4-بايد باهاش صميمي باشين تا احساس خوشنودي كنه.
5-بايد بهش اجازه بروز و ارائه بديد تا احساس اعتبار كنه.

خانومها توجه داشته باشين….

1-بايد رفتار شما با شوهرتون توام با پذيرش باشه تا حس كنه كه بهش اعتماد دارين.
2-نبايد سعي در تغيير اون داشته باشين تا احساس اطمينان كنه و خودش تغيير بوجود بياره.
3-بايد ازش قدرداني كنين تا انگيزه پيدا كنه.
4-بايد نشون بدين كه به تواناييهاش اعتقاد دارين.
5-بهش نشون بديد كه بهترين انتخاب شما اون بوده….


+ نوشته شده در  84/09/03ساعت 18:3  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

+ نوشته شده در  84/08/30ساعت 12:45  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

1

 

 

 

+ نوشته شده در  84/08/05ساعت 9:43  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

این چه وضعیه !

هنوز نیومده داره میره .

خلاصه رفتیم سر کار .اگه گفتین کجا ؟؟؟

دوست داشتم یه وبلاگ تک درست کنم ولی چه میشه کرد . اینده ادمی مهمتره .

راستی عسلویه اومدین در خدمتم .اسکله پارس جنوبی

به امید دیدار

دوستون دارم

 

+ نوشته شده در  84/06/28ساعت 12:38  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

سلام به دوستانی که هنوز نیومدن

امیدوارم بتونم مفید واقع بشم و وبلاگ پرباری داشته باشم .

به امید روزهای خوب و خوش

+ نوشته شده در  84/06/07ساعت 12:37  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

آثار تاريخي بيرجند:بندهای(سدهای)قدیمی





در 200سال گذشته ، سدهايي با ساروج ، كه مخلوطي از آهك و خاكستر و يا آهك و ماسه ميباشد (و در سالهاي اخير با ماسه و سيمان) ، ساخته مي شد . اين سدها ، نه تنها در ذخيره كردن آب و جلوگيري از سيل ، بسيار مفيد و مؤثر ميباشند ، بلكه سالهاست كه تفرجگاه مردم شهرستان بيرجند محسوب مي شوند . ذيلا چند بند يا سد كه در نزديكي شهر بيرجند قرار دارد با توجه به قدمت آنها معرفي ميگردد :


الف: بند يا سد دره :


اين بند در 11 كيلومتري جنوب شهر بيرجند و بر روي يكي از دره هاي كوه باغران بنا شده است . حجم درياچه اين سد در حدود 000/150 متر مكعب و طول تاج آن 36 متر و عرض تاج آن 8/3 متر و ارتفاع آن 5/15 متر است .
مصالح به كار رفته در اين بند عبارتند از : سنگ، آجر و ملات آهكي ، مخزن اين بند در حال حاضر تقريبا از رسوبات پر شده و قابل استفاده نيست . ليكن از 50 سال گذشته به عنوان محل تفرج و ورزش در اين شهر محسوب ميشود . و اكثر افراد در گذشته ، براي شنا كردن به اين بند و بند عمر شاه مي آمدند . در وسط ديوار بند ، يك محفظه عمودي به شكل چاه وجود دارد كه در هر يك متر ارتفاع به سمت بند سوراخي (دريچه اي) تعبيه شده كه به داخل بند راه دارد . در حالت پر بودن اين سوراخها بسته و آب اضافي به صورت سر ريز از كنار بند خارج ميشده است اين بند در زمستان و بهار ، آبگيري ميشد ، و در اواخر بهار ، بر حسب نياز به ترتيب يك دريچه از اين دريچه ها (يا آب بندها) باز ميشد، تا آب آبياري مورد لزوم روستاهاي پايين سد را تامين كند . در حال حاضر اراضي اين بند توسط شركت پويش خريداري شده و اميد ميرود كه شهرك تفريحي زيبايي در اين ارتفاعات به وجود آيد و خاطرات گذشته مردم بيرجند تجديد شود .

ب : بند يا سد عمر شاه :

اين بند در 5 كيلومتري جنوب شرقي بيرجند بنا شده است . طول تاج اين بند 32 متر و عرض آن 2/4 متر و ارتفاع دهانهآن35متراست.
مصالح به كار رفته در اين بند ، سنگ و آجر و ملات آهكي بوده است بدنه اين سد در سالهاي اخير ترك خورده و مخزن آن از رسوبات پر شده است. اين بند نيز مانند بند دره از مراكز تفريحي و ورزشي مردم بيرجند محسوب ميشد . خاصه اينكه فاصله آن تا بيرجند نزديكتر است . اين بند در حال حاضر خشك ميباشد و تنها به عنوان يك منطقه سرسبز و تفريحي از آن استفاده ميشود .

ج : بند يا سد اولنگ :

اين بند در فاصله 4 كيلومتري شهر بيرجند و بر روي يكي از شاخه هاي رودخانه آبشار احداث شده است . طول تاج اين بند 32 متر ، عرض تاج در حدود 4 متر و ارتفاع دهانه آن 35 متر است .


آثار تاريخي بيرجند : کــاروانسراهــا

كاروانسراها پناهگاه و استراحتگاهاي بين راهي هستند كه كاروانيان در طي سفرهاي طولاني و در سرما و گرما به آن پناه آورده ، از دستبرد راهزنان و همچنين حيوانات درنده ايمن بودند.

نامهاي ديگري كه در فرهنگ لغات به دليل عملكرد گوناگون كاروانسراها ذكر شده شامل : "كاربات"،"رباط" و "ساباط" ميباشد، در ضمن از اين بناها جهت استراحتگاههايي براي نامه رسانان سلاطين و حاكمان وقت نيز استفاده مي شده است.

طبق بررسي هاي انجام شده شهرستان بيرجند داراي 5 رباط بياباني و 12 كاروانسراي شهري بوده است.
كاروانسراهاي شهرستان بيرجند مربوط به دورهاي زنديه ، صفويه و قاجاريه بوده و از ويژگيهاي معماري چهار ايواني و دو ايواني و متفرقه برخوردار بوده است.

كاروانسراهاي بيرجند عبارتند از:
1- قيصريه
2- كاروانسراهاي چارختي ها
3- كاروانسراي محسن زاده
4- كاروانسراي وصل به مصلي
5- كاروانسراي شركت نفت
6- كاروانسراي سادسي
7- كاروانسراي گازاريها
8- كاروانسراي مقابل كاروانسراي محسن زاده
9- كاروانسراي اخوان
10- كاروانسراي مستوفي
11- كاروانسراي ميرزا رضا
12- كاروانسراي شركت شرق
13- كاروانسراي خرازي
14- كاروانسراي حاجي ملك
15-كاروانسراي ملا محمد مودي (در حال حاضر معروف به شريف زاده)
16- كاروانسراي چارخسي ها (در حاشيه جنوبي پايين بازار قرار دارد)

آثارتاريخي بيرجند : قلــعه ها



قلعه هاي بيرجند، در دوره هاي مختلف احداث شده اند ليكن از حدود قرن پنجم هجري (484ه.ق) كه حسين قايني حاكم ترشيز قهستان ، دعوت حسن صباح را پذيرفت و جمع كثيري با او بيعت كردند تا كشته شدن ركن الدين خورشاه بن علاء الدين محمد، آخرين شاه فرمانروايان الموت كه به دست هلاكو خان اسير و بعدا” كشته شد و اسماعيليه سقوط كرد، بر احداث قلاع قهستان افزوده شد.

وجود مناطق كوهستاني زياد باعث شده كه پاي فرقه اسماعيليه به اين منطقه باز شود و براي دفاع از خود ، قلاع مرتفع و مستحكمي در اكثر مناطق اين شهرستان و ساير شهرهاي جنــوبي خــــــراسان ساخته و باقي بگذارند. بعدها نيز كم وبيش اهالي اين شهرستان از نعمت آسايش كافي برخوردار نبوده و مورد تهاجم مغولها و تركمن ها و افغانها قرار گرفته اند, از اين روي ، قسمت قديمي اين شهر با كوچه هاي تنگ و تاريك و با ديوارهاي بلند بر روي تپه ها ساخته شده، تا بدين وسيله مردم بتوانند از جان و مال و ناموس خود دفاع كنند.

اسامي تعدادي از قلعه هاي شهرستان كه به ادوار مختلف تاريخي قبل از اسلام تا دوره قاجاريه منسوب مي باشند عبارتند از:
1- قلعه سنگي
2- قلعه بصيران
3- قلعه سربيشه
4- قلعه دهك
5 - قلعه اسفزار
6 - قلعه يزدان
7 - قلعه مود
8 - قلعه فخرود
9 - قلعه چهكند
10 - قلعه خاكي كلاته نو
11- قلعه كلاته زرد
12- قلعه كمر قلا
13- قلعه بگو
14- قلعه نوفرست
15- قلعه مزداب
16- قلعه آسو
17- قلعه كهنه
18- قلعه كهنه القور
19- قلعه ناصري
20- قلعه سما
21- قلعه كهنه
22- قلعه برس
23- قلعه پهن
24- قلعه موليد
25- قلعه فورگ
26- قلعه قديمي خوسف
27- قلعه قلاع
28- قلعه ريوز
29- قلعه كهنه
30- قلعه كهنه
31- قلعه دژ
32- قلعه كهنه
33- قلعه وارنج
34- قلعه زيرك
35- قلعه دختر مرك
36- قلعه مهنه آربيج
37- قلعه بافند آب
38- قلعه دژ
39- قلعه دژ علي سركار
40- قلعه مود
41- قلعه كوه قلا
42- قلعه هريوند
43- قلعه خراشاد
44- قلعه كوچ نهارجان
45- قلعه رستم در
46- قلعه قلاء آرك
47- قلعه فورك
48- قلعه حسن صباح
49- قلعه گرسك
50- قلعه طبس مسينا
51- قلعه قلاع پارتنگ
52- قلعه ارفو
53- قلعه دختر بيوسك
54- قلعه كوه نوغاب واقع
55- قلعه بيرجند
56- قلعه چهل دختر
57- قلعه چهل پسر


آثار تاريخي بيرجند : یخدانــها



يخبندانها آثاري هستند كه از گذشته دور در جنوب شهرستان بيرجند و در مجاورت روستاهاي اكبريه ، رحيم آباد، اميرآباد و چهكند (از جنوب شرقي تا جنوب غربي) كه نشيمن گاه حكام وقت بيرجند بوده است ساخته شده است. در اين يخدانها نه تنها يخ بر اثر برودت شبهاي سرد زمستان يخ مي بندد بلكه در محوطه اي كه به نام چال يا گـــودال يـخـدان مرســوم است يخ ها تا اواخر تابستان نگهداري ميشدند.

ساختمان اسكلت يخدانها از 3 قسمت اصلي تشكيل مي شود:

الف) ديوار شرقي-غربي كه طول آن بسته به وسعت و حجم يخدان و موقعــــــــيت محل ممكن است از 30-40 متر تغيير كند.اين ديوار با چينه (گل رس) به عمل آمده و در كف به ضخامت 2-5/1 متر و به ارتفاع 10-8 متر ميباشد كه در راس جمع تر شده است. نقش ديوار سايـــه افكندن بر روي «جوي-يخ بستن آب» مي باشد. در قاعده اين ديوار دو تا سه محل عبور از يك طـــرف به طرف ديگر ديوار قرار دارد. دو طرف ديوار تا حدودي منحني است تا از تابش خورشيد در شرق و غرب ديوار تا حدودي جلوگيري كند.
ب) در سمت جنوب ديوار يك اتاق براي فردي كه از يخدان حفاظــــت مي كند قرار دارد. اين فرد در شبــهاي سرد زمستان متناسب با سردي هوا در جوي واقع در شمال ديوار آب مي اندازد. وقتي طي چند شب قطر يــــــــــــخ به اندازه كافي رسيد ، يخــــها را كنده و درون يخدان مي ريزد. وقتي بخواهد لايه هاي ديگري اضافه نمايند معمولا” در بين هر دو لايه مقداري كاه مي ريزد تا يخ ها به هم نچسبند.
ج )يخدان كه از دو قسمت تشكيل شده است: چال يا گودال يخدان و گنبد مخروطي و يا به اصطلاح خول . چال يخدان به عمق 10-5 متر و به شعاع در حدود 6-4 متر مي باشد.جدار چال يخدان و كف آن را معمولا” با آجر و گنبد مخروطي را با چينه و ضخيم مي سازند تا بدين وسيله حرارت بيرون به درون كمتر سرايت كند. ضمنا” تونل ورودي چند متر با چال فاصله دارد تا هواي بيرون به سرعت وارد نشود.
از يخدانهاي معروف بيرجند مي توان به :
یخدان رحيم آباد
يخدان امير آباد
يخدان شوكت آباد
كه در مجاورت شهر بيرجند مي باشند نام برد.


آثار تاريخي بيرجند : عمارت کلاه فرنگی



شماره ثبت در فهرست آثار ملي 1880

ارگ كلاه فرنگي در حاشيه خيابان شهيد مطهري واقع شده و اكنون ساختمان بخشداري مركزي بيرجند مي باشد . اين بنا كه در شش طبقه و به فرم زيگوارت ساخته شده از بناهاي شاخص بيرجند ميباشد . از شش طبقه بنا ، تنها دو طبقه آن قابل كاربري است و بقيه طبقات تنها به منظور فرم بخشيساخته شده اند . در مركز بنا حوضخانه با ويژگيهاي معماري جالب توجهي وجود دارد . ورودي اصلي بنا در ضلع جنوبي آن قرار داردكه قبل از آن پيش طاقي ساخته شده از آجر واقع شده است . فضاي حوض خانه از لحاظ تزئينات مهمترين بخش بنا است . تزئينات انبوه مقرنس از جمله اين تزئينات است كه در سقف ديده مي شود . اين بنا محل حكمراني حسام الدوله بوده است و زمان ساخت آن به دوره زنديه بر مي گردد .
اين ارگ منسوب به امير حسن خان شيباني ميباشد و برخي آن را (( ارگ كلاه فرنگي)) مي نامند. اين ارگ متعلق به امير عبم خزيمه بوده كه ايشان آن را به فرمانداري بيرجند اهداء نمودند.

اين ارگ به شكل شش ضلعي و در راس به شكل مخروط و به رنگ سفيد ميباشد و چشم عابران را از لحاظ زيبايي و طراحي خيره ميكند. در مجاورت اين ارگ در سالهاي اخير ساختمان فرمانداري ساخته شده است. اقاي محمد جسين حديدي پور تاريخ بناي آن را سالهاي 1264 تا 1316 هجري قمري ميداند. مصالح به كار رفته در اين ساختمان عبارتند از : گل ، آجر ، آهك و ساروچ .
+ نوشته شده در  81/08/16ساعت 18:20  توسط آرفو رفت عارف اومد   |