تبليغاتX
بهترین ها آرفو

بهترین ها آرفو

بررسی مشکلات اجتماعی , اقتصادی , سیاسی جامعه از دید یه ...

 
 
مفاهيم عشق
 
 
از ديرباز بشر به پديده عشق علاقه مند بوده است اما تـا امـروز تعريف دقيق و فراگيري از عشق كه بتــوانـد هـمه را قانع سازد ارايه نگرديده است. برخي معـتقدنـد كـه بـطـور غريزي عشق را مي شناسند بنابراين اصلا زحمت تعريف  كـردن آن را بـه خـود نـمي دهــنـد. امـا درسـالـهـاي اخـيـر  دانشمندان تـحـقـيـقـات گـسترده اي درباره عشق صورت داده و به يافته هاي بسيار جالبي نيز دست يافتـه انـد. از جمله آنها مـيـتـوان به فرضيه: "مثلث عشق" اشاره كـرد. اين فرضيه عشق را به سه مولفه تقسيم بندي مـيـكنـد:   صميميت، شهوت(هوس) و تعهد.
 
هـمچنـيـن بـه واسـطه آزمـايشـات گـونـاگون تـفاوتهاي ابراز عشق در دو جنس مرد و زن مشخص گرديده اند. براي مثال مشـخص شده كـه زنـان در عـشـق بـه دوسـتي و منافع مـشـتـرك بـيـشتـر بـها مي دهند و بـيـشتر از مـردها از حـسادت رنـج بـرده و وابـستگي بيشتري به فرد مقابل خود پيدا مي كنند. در زيـر به سبـك هاي مـخـتـلف عشـق اشاره گرديده است:
 
1- اروس(EROS):
 عشق شهواني - عـشق بـه زيبايي - فاقد منطق - عشق فيزيكي كه بواسطه جذابيت و كشش هاي جسماني و يا ابراز آن بطور فيزيكي نمايان ميگردد -همان عشق در نگاه اول - با شدت آغاز شده و بسرعت فروكش ميكند.
 
2- لودوس(LUDUS):
 عـشق تـفنني - ايـن عشـق بـيـشتـر مـتعلق به دوران نوجواني ميباشد - عشق هاي رمانتيك زودگذر - لودوس ابراز ظاهري عشق ميباشد - كـثرت گرا نسبت به شريك عشقي - به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمي گرداند -رابطه دراز مدت بعيد بنظر ميرسد.
 
3- فيلو(PHILO):
 عشق بـرادرانـه - عـشـقـي كـه مبتني بر پيوند مشترك مي باشد -عـشقي كـه بـر پـايـه وحـدت و هـمـكاري بـوده و هـدف آن دسـتـيـابي بـه منافع مشترك ميباشد.
 
4- استورگ(STORGE):
 عشق دوستانه - وابسته به احترام و نگراني نسبت به منافع مـتقابل - در اين عشق همنشيني و همدمي بيشتر نمايان مي باشـد - صـمـيـمـانـه و متعهد- رابطه دراز مدت است - پايدار و بادوام - فقدان شهوت.
 
5- پراگما(PRAGMA):
 عشق منطقي - اين مختص افرادي است كه نگران اين موضوع ميباشند كه آيا فرد مقابلشان در آينده پدر يا مادر خوبي براي فرزندانشان خواهند شد؟ عشقي كه مبتني بر منافع و دورنماي مشترك مي باشـد - پـايـبند بـه اصـول مـنـطـق و خردگرا ميباشد - همبستگي براي اهداف و منافع مشترك.
 
6-مانيا(MANIA):
 عشق افراطي - انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگيز - شيفتگي شديد به معشوق - اغلبا فاقد عزت نفس -عدم رضايت از رابطه - مانند وسوسه ميماند و ميتـواند بـه احساسات مبالغه آميز و افراطي منجر گردد - عشق دردسر ساز - عشق وسواس گونه.
 
7-اگيپ(AGAPE):
عشق الهي - عشق فداكارانه و از خودگذشته-عشق نوعدوستانه (تمايل انجام دادن كاري براي ديگران بدون چشمداشت) - عشق گرانقدر .
 
پژوهشها حاكي از آن ميباشد كه زنان بيشتر به عشق از نوع پراگما، استورگ و مانيا و مردان به لودوس و اروس گرايش دارند.
 
مثلث عشق
 
تجربه عشق شامل عملكرد اجزاء صميميت، هوس(شهوت) و تعهد ميباشد. شما براي دسـتـيـابـي بـه يك رابـطه سـالم و پـايدار مـي بــايد اعتدال را ميان اين سه عنصر برقرار سازيد. اكنون به تعريف آنها ميپردازيم:
 
تعهد: تا چه اندازه شما خود را وقف آن ميكنـيد كه رابطه يتان را شاداب و با طراوت نگاه داريد؟ و يا تا چه اندازه با يارتان صادق مي بـاشـيد؟ شـامل مسئوليت پذيري، وفاداري و وظيفه شناسي ميباشد. تعهد در رابطه به مفهوم آن است كه اكـثر موانع و مشكلات را مي توان با كمك يكديگر از ميان برداشت - وفادار حتي در سخت ترين شرايط.
 
صميميت: نزديكي در رابطه - اموري كه شما و يارتان در آن سهيم مي بـاشـيـد اما فرد ديـگري از آنـها آگـاهـي ندارد - رازها و تجربـيات فردي و مشترك - صميميت امري فراتر از نزديكي جنسي و فيزيكي مي باشد. تا چه اندازه شـما در كنـار يـارتان احـساس راحت بودن ميكنيد؟ آيا قادر به بيان عقايد و نقطه نظرهاي خود ميباشيد ؟ بـدون آنـكه از مـورد انتقاد قرار گرفتن و نكوهش شدن واهمه داشته باشيد؟ آيا هنـگامي كـه صحبت ميكنيد واقعا به حرفهاي شما گوش ميدهد؟
 
هوس و شهوت: انرژي بخش رابطه يتان مي بـاشد. تمايل بـه بازگشت به منزل، تـنها براي كنار يار بودن - هوس فوريت ، شهوت و تمايلات جنسي، رمانتيك بودن، اشـتـيـاق براي در كنار هم بودن و رفع سريع موانع براي وصال ميباشد - احساسات شديد -جاذبه جسماني.
 
اكـنـون به ابعاد متفاوت عشق در شرايط وجود و يا فقدان سه خصيصه فوق در يك رابطه توجه كنيد:
 
تعهد+صميميت و فقدان هوس: ايـن رابـطـه در خـطـر فروپاشي قرار ندارد اما نيازمند خلاقيت و انگيزه براي شعله ور ساختن مجدد عشق ميباشد.
 
تعهد+هوس و فقدان صميمـيت: ايـن رابـطه عذاب آور است - گـاهـي اوقـات انـگـيـزه شديدي آنها را جذب يكديگر ميكند اما سرانجام به ياس و ناكامي منجر ميگردد زيرا قادر به آن نميباشند كه رابطه يشان را عميق تر سازند. يا آنكه افكار،علايق و آرزوهاي قلبي يكديگر را بشناسند.
 
صميميت+هوس و فقدان تعهد: اين رابطه يك شبه است-كشش و اشتياق شديدي حكمفرماست اما عدم امنيت از آنـكه رابـطـه تـا چـه مـدت دوام خـواهـد آورد هر دو فرد را مايوس ميسازد. عشق رمانتيك.
 
صميميت و فقدان هوس و تعهد: علاقه.
 
هـوس و فـقـدان صـمـيـميـت و تعهد: عشق شيدايي.
 
تعهد و فقدان صميميت و هوس: عشق تو خالي و راكد.
 
هوس+صميميت+تعهد = عشق كامل و مطلوب.

Mafahim eshgh ==arfo  & naser

+ نوشته شده در  84/11/29ساعت 21:40  توسط ناصر  | 

سلام

هرچی تلاش کردم نتونستم عارف رو قانع کنم بیاد آرفو رو آپ کنه .اون عادتشه .زیادی زندگی رو سخت گرفته .منم واسه اینکه می دونم اون عوضی چقدر اینجا رو دوست داشت و نمی خوام فراموش شه برا همین من ادامه میدم .امیدوارم بتونم دوست خوبی براتون باشم و منو بپذیرید .

ولنتاین رو پیشاپیش تبریک می گم اینم از سر آغاز نامه ی من .

 
 
پرده اول :ساعت 16:00،خيابون
 
ببخشید خانوم پا میدی واسه معلول می خوام.عروس ننم میشی؟میتونم شماره بدم پاره کنی؟!!!میخوام سایه سرت شم.می خوام مرد خونت شم.طلبت شدم می خوام باهات دوست شم.شماره کفشتم بدی زنگ میزنم...راستی شماره عینک من میدونی چنده؟...ا...چرا جواب نمیدی؟
(نگاه عاقل اندر سفیه دختر)>>>>>
 
پرده دوم :ساعت 16:30، ايستگاه اتوبوس
 
می تونم یه ذره وقتتون رو بگیرم؟به خدا قصد خیر دارم –
- خواهش میکنم مزاحم نشید من نامزد دارم
- خوب من حاضرم با نامزد شما دوئل کنم.انتخاب اسلحه هم به عهده اون!
(دختر به زور جولوی خنده اش را میگیرد)
- ببین پسر خوب من جای مامان تو ام.
-  خوب من خیلی دوست دارم یه مامان خوب مثل شما داشته باشم تا شبا واسم قصه بگه,لالایی بگه
- لطفاً مزاحم نشید پلیس صدا میکنم ها
- خب بهتر همین جا عقدمون میکنن.
- تو چقدر پر رویی بچه!
- من شماره ام رو میدم شما اگر دوست داشتید زنگ بزنید.
- باشه ولی قول نمی دم ها
- عیبی نداره زنگ نزن
 
پرده سوم :یه روز بعد از ظهر ,پارک
 
- بیبین آقا مسعود تا حالا دوست پسر نداشتم چون خوشم نمیاد مثل این بچه مچه ها که تا صبح میشینن پای تلفن و تلفن بازی و از این صحبتا
- خب من هم تا حالا دوست دختر نداشتم.....من هم از این بچه بازیا بدم میاد
 
 
پرده چهارم: نصفه شب پای تلفن
 
- ببین مسعود جون نگاه من به زندگی این جوریه که.....
- اتفاقاً عزیز دلم ,مای دارلینگ,هانی,سوییتی نظر منم اینه که...
 
پرده پنجم:یک شب گرم و تب آلود
 
بوی علف,حس خسته یک ملافه پیچیده,عطر ممنوع یک رویا,صدای (...) و عشق و دیگر هیچ (...)
 
در این قسمت باید کمی بی پرده سخن گفت!
 
پرده ششم:روز ولنتاین,کافی شاپ
 
- من دیگه خسته شدم.امروز یه روز عاشقانه اس ,سرشار از عشق و صفا ,ولی انگار تو منو ... دوست نداری!
- چرا دوستت دارم ولی شرایطم طوری نیست که برات وقت بذارم.من دوستای دیگه ای هم دارم که باید بشون برسم
- خوب منم همینطورم.منم وقت ندارم.ولی این دلیل نمیشه که از عشق صحبت نکنی
- عشق مال بچه هاست.ما دیگه بزرگ شدیم باید واقع بینانه نگاه کنیم.
- گفتم که ....دیگه منو دوست نداری....
- چرا عزیزم دوستت دارم.امشب زنگ بزن به بابابت بگو میری خونه دوستت شب هم بر نمیگردی...
-باشه!
 
پرده هفتم: فردای روز ولنتاین خونه پسره!
 
- بی شعور!پدر سگ!(...)(...)تو من رو با اون خواهر (...)ات اشتباه گرفتی...پونزده تا سر جمع کردی تو خونه که چی بشه؟
- تو هم که بدت نیومد!تازه اینا دوستای منن...غریبه نیستن!
- خفه شو بی غیرت!من عشق تو بودم.روز ولنتاین واست عروسک خر گریان خریدم
- چه ربطی داره منم برات شکلات قلبی خریده بودم.
- شکلات قلبی بخوره تو سرت!تو اصلاً معنی عشق رو نمی فهمی!حیف اون کارت پستالی که خریده بودم.
-عشق همینه که دیدی.راستی اون روز روم نشد بت بگم کارت پستالت خیلی بی ریخته.حالا فکر کردی خیلی لعبتی با اون هیکل بی ریختت!
- دفعه اول که هیکل من اینجوری نبود.تو این جوریش کردی!
- به من چه.خود (...)ات می خواستی!
.....
 
 
پرده هشتم:بعد از ظهر فردای ولنتاین.لوکیشن قبلی
 
آخه مرتیکه بی شعور تو می میردی 5 دقیقه دیگه تو کمد دووم میوردی؟
به من چه مسعود جون حمید هولم داد!
حمید آبروی منو بردی.دافیه پرید!ار همون سوراخ کلید نگاه میکردید...
آخه مسعود تو که نمیدونی تو کمد چه بویی میومد!
بیا!اینم از رفقای ما....
 
پرده نهم:ساعت 16.00 پراید
 
خانوم پا میدی.......
 
نتیجه گیری:
ولنتاین خیلی خوبه!!

ولنتاين ...َ>ب


+ نوشته شده در  84/11/23ساعت 18:38  توسط ناصر  | 

اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو می‌کشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنج‌های فراوان يا بالعکس صورت مي‌گيره

به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش مي‌ارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد
برخلاف نظر خيليها که می‌گن خودکشی خيلی راحت و سهله بايد بگم نخيييييييير... اونجوريام نيست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشي هم جدا از اين مطلب نيست

اول از همه اون کسايي که می خوان خودکشی کنن رو دسته‌بندي مي‌كنيم

کسی که در عشقش شکست خورده
کسی که ور شکست شده
(کسی که قاط زده ( مثه من
کسی که از زندگی خير نديده
کسی که بدجوری روش فشار اومده
کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببينه
و خلاصه هر کسی که يه جورايي به آخر خط رسيده
افراد بالا، به هرحال مستقيم به جهنم می‌رن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه

شما جزو كداميك از دسته‌هاي بالا هستيد؟
اگه هستيد ادامه مطلب رو بخونيد و گرنه يه دسته جديد برای خودتون ببازيد و بعد بقيه شو بخونيد

حالا فرض می‌کنيم: طرف تنها مياد توی يه اتاق و در رو قفل مي‌كنه و عزمشو برای خودکش جزم مي‌كنه. به دور برش نگاه مي‌كنه و اين وسايل رو مي‌بينه

طناب
سيخ کباب
کبريت آغشته به بنزين
قرض دياز پام
آمپول هوای تهران
دندون مصنوعی حاج خانمشون
لوله گاز
پاکت نايلون
چاقوی ميوه بری
نخ کاموايي
سوزن لحاف دوزی
تيغ ريش تراشی مصرف شده
مرگ موش

خب... براي شروع بد نيست

ولی نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب مي‌كنم: «تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلی مهمه

فرض کنيد درب اتاق شما رو می‌شکنن و شما رو در حالتی پيدا می‌کنن که از يه طناب از سقف آويزونيد و داريد مثل پاندول ساعت تاب می‌خوريد و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتيول از دهنتون آويزونه و صورتتون سياه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شيميايی شلوارتون هم خيسه

نه... خودتون جای تماشاگرا باشين، حالتون بهم نمی‌خوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمی‌ده؟
قيافه شما بعد از خودکشی بايد از هميشه معصومانه تر... از هميشه زيباتر و از هميشه دوست داشتنی‌تر باشه تا دل همه حسابی بسوزه

با اين حساب، دور حلق آويز کردن... خودسوزی... و خفه‌گی با گاز رو خط بگيريد

يه بنده خدايي از دوستان، خيلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش يه ابتکاره

ايشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای ديگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد

فقط بدی کارش اين بود که هيچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بيرون نکشيد... چون به هر حال کار کثيفيه. حالا خودتون قضاوت کنيد. اين خودکشی ترحم کسی رو بر می انگيزه؟

يا اونايي که روی سرشون نايلون می‌کشن و دور گردنشون روی نايلون رو با طناب می‌بندن و يا اونايي که خودشون رو جلوی ماشين ميندازن و له می‌شن... اينا همشون ديوونه‌ان

خودکشی ايده‌آل خودکشي است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثيرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه

ژاپونی‌ها يه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به اين صورت که يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سينه فرو می‌کنن توی قلبشون. البته اين کار يه کم درد داره. يه جورايي حس می کنيد که توی سينه تون آب جوش داره قل مي‌زنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بديش اينه که حتما می‌ميريد


در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نميريد

يه جور خودکشی که بيشتر بين شکمو‌ها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. اين نوع خودکشی خيلی حال داره
چون حداقل گشنه نميميری! و خوبی مهم ترش اينه که به سر منزل مقصود هم نمی‌رسی و معمولا زنده می‌مونی. نمونه‌اش اينكه: يه بنده خدايي که با سی‌تا قرص ديازپام خودکشی کرد و دور و بری‌ها به هوای اينکه مرده خاکش كردند و يارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد وديد: ای دل غافل... همه جا سياهه و يه موش هم داره انگشت پاشو می‌جوه. زنده بگوری خداييش وحشتناکه

اول خوب فکراتونو بکنين بعد خودتونو بکشيد

يه موضوع مهم توی خودکشي، پشيمونی ديرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسايي که خودشون رو مي‌کشن، وسط يا آخر کار پشيمون می‌شن و اين در حاليه که هيچ راهی برای برگشت نيست. يه يارويي برای خودکشی يه تيکه پارچه رو گلوله می‌کنه و فرو می‌کنه توی حلقش و با ته گوشکوب ميده بره پايين ولی همون لحظه پشيمون مي‌شه و اين درحاليه که داره خفه می‌شه... يارو می‌دوه بيرون و از شدت عجله از روی پله‌های آپارتمان پرت می‌شه پايين و می‌ميره... و جالب اينکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگي

نکته مهم ديگه اينه که مدت خود کشي نبايد زياد طولانی باشه

مثلا فرض کنيد در نوع رگ زدن خيلی طول می‌کشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد

يا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلکه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روی هوا

پس عاقلانه تر رفتار کنيد

تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار دهيد

زمان خودکشی رو درست انتخاب کنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش
مبادا بعد از خودکشی از ريخت و قيافه بيفتيد
بهترين لباستونو تنتون کنيد
حتما يه يادداشت بذاريد و علت خودکشی رو شرح بديد و انگشت هم بزنيد
خواهشا زياد کثيف کاری نکنيد
موقع خودکشی لبخند بزنيد تا لبخند روی لبتون باقی بمونه
لطفا چشاتونو باز نذاريد چون خيلی وحشتناکه
يه بسته دستمال کاغذی حتما روی ميزتون باشه
اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنيد. (پليسا ببينن خوب نيست
رد انگشتتونو همه جا بماليد تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتيد
يه جوری خودکشی کنيد که دوباره بشه زنده تون کرد
دليلتون برای خودکشی قانع کننده باشه
برای مسايل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما
قبل از خودکشی حتما يه فال حافظ بگيريد
قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک يادتون نره
بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشي
اگه توی دستتون يه گل سرخ باشه صحنه خيلی رمانتيکتر و رويايي‌تر به نظر مياد و اشک آور تره
در اتاق رو حتما قفل کنيد که جريان هيجان انگيزتر باشه
قبل از خودکشی حتما گريه کنيد . صورتتون اشک آلود باشه
خودتونو براي رفتن به جهنم رفتن آماده کنيد

حالا جديد ترين و راحت ترين روشهای خودکشی

برای جنس نرينه

«استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنيد
تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو
خيلي آروم نوک انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد و جوراباتونو ببريد زير پتو
هيچ راه نفوذی برای هوا نذاريد
يک ساعت بعد... شما مرديد
خدا رحمتتون کنه


برای جنس مادينه

« سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنيد
بريد زير پتو
اتاق حتما کاملا تاريک و ساکت باشه
حالا چشماتونو ببنديد و فرض کنيد يه موش خوشگل داره روی تنتون راه ميره
خواهش می‌کنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد
مرسی

توی جهنم می‌بينمتون


نويسنده : نميدونم اما ازش خواهش ميکنم با من تماس بگيره

ویرایش : حال می کنم با هاش ...

خودكشي ===Arfo

+ نوشته شده در  84/11/16ساعت 23:18  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

نمي دونم ديشب چند بار نامتو خوندم ولي هربار كه تكرارش مي كردم حس مي كردم نفسهام رو تنگ تر مي كنه....

نمي دونم چرا هر بار كه برام چيزي دادي كه بخونم بي اختيار حتي اگه سطر اول و دومش هم مقاومت كنم سطر بعديش چشمام پر از اشک مي شه و گريه مي كنم...

ديشب منو بردي به تموم روزهاي پر از خاطرات گذشتم...

به خودم قول دادم و حالا به تو هم مي گم ،به خودم قول دادم هيچوقت تنهات نزارم ، اگه تو بخواي، و ما با هم تا هميشه دوست خواهيم موند...

واي كه چقدر كلمه دوست داشتن زيبا و شگفت انگيزه...براي مني كه يه عمر دنبال كسي بودم تا بتونه منو دلبسته خودش كنه...به قول سند اگزوپري تو كتاب شازده كوچولو منو اهلي خودش كنه...

كسي كه وقتي ساعته ديدنش برسه قلبم گروم گروم شروع كنه به تند تند زدن...كسي كه برام با همه فرق داشته باشه...كسي كه صداش اينهو موسيقي منو از لونم بكشه بيرون برعكس صداهاي ديگه كه با شنيدنشون بايد تو هفت تا سوراخ قايم بشم...

آخ عارف نمي دوني چقدر تشنه يه دلبستگيم...فكر كن اگه تو بتوني منو اهلي خودت كني چي ميشه... اونوقت شب كه سياس منو ياد موهاي سياه و بلند تو ميندازه...اون وقت همون شبي كه تو تمومش خودم لعنت كردم مي شه ياد تو ميشه تو و من هر شب تو تنهاييم وقتي نيستي به آسمون شب نگاه مي كنم و ياد موهاي تو مي افتم و وقتي باد مي وزه و ابرا جابجا مي شن ياده به هم خوردن موهات مي افتم و دستهايی كه هيچوقت نمي شه فراموششون كرد...

عارف ، گاهي فكر مي كنم اصلا نيازي نيست كسي براي اهلي كردن من تلاش كنه من خودم ،خودمو اهلي اون آدم مي كنم...اونقدر شيفته و هلاكه يه دلبستگي ام كه فقط به يه تلنگر مي خوام يه كسي كه بخواد...همين!!!

چقدر اين دنيا پست و كوچيكه كه براي دل دادن هم بايد التماس كني...

ولي حالا خوشحالم چون تو رو پيدا كردم...عارف تو هم بهم قول بده قول بده كه اگه دست دوستي منو مي گيري مثه اون كه برات گفتم نزاري بري...اگه روزي ازم منتفر شدي يا از من بهتر ديدي ، باشه برو ولي هيچوقت نامه هامو بهم پس نده...پارشون كن ،آتيششون بزن ولي پس نده...بهم قول بده كه با هم دوست بمونيم ، هميشه و هميشه و هيچوقت نامه هامون رو بي جواب نزاريم...بهم قول بده...

دوستت دارم...

                         

+ نوشته شده در  84/11/14ساعت 1:59  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

Ashghe nashid ===Arfo

آخرين برگ سفرنامه ي باران اين است        كه زمين چركين است

 

==============================

میگین عاشق و عاشقی

اینم یه نمونه دیگه ...

نشکونید که می شکنید..

===========

+ نوشته شده در  84/11/13ساعت 21:9  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

اول سلام ...

من مثله آرفو بي ادب نيستم سلام ميدم .......

خوف اومدم مثله خودش همه چيزو به هم بريزم بخنديم ...

آخ كه چه حالي ميده .. ..... ميدونيد چيه عقده هكر شدن مونده بود به دلم

ولي فكر كنم به آرزوم رسيدم ......

يه كمي خنده بد نيست مگه نه داداشي ...

من به پستات كاري ندارم ...

مثله تو نيستم ..

ولي اينو بدون داداشي خيلي دوست دارم ... فكر بد نكنيدا وبلاگ داداشمه ...

منم پسرم

پس تا ها

اينم واسه صاحابش ( اومده بودم مثله آدم بنويسم خودت نزاشتي )

 

+ نوشته شده در  84/11/12ساعت 19:58  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

یعنی چی این حرفها ..

با همتون هستم ..

با با چرا حالیتون نمی شه ...

باور کنید هیچ وقت هیچ حرفی رو از روئ غرض نزدم و نخاهم زد ...این کارها و این حرفها چیه ...بذارید برم کارهای اداریمو انجام بدم میام حساب همتونو صاف می کنم ...

بخدا هممون خیلی بد بختیم ...

می گم  بریم بمیریم می گین نه ....

ادمها این طورین ... 

====

من که کم اوردم یه مدت میرم استراحت ....>><< داداشی میاد واستون آپ می کنه ...داداش ناصر رو نمی گم هاا..

حالااا

فعلا ..

خوشو سلامت باشید ..

برام دعا کنید ---ها واقعا برام دعا کنید ..

مرگ رو هم ....

+ نوشته شده در  84/11/12ساعت 8:51  توسط آرفو رفت عارف اومد  

بذارید یه حقیقتی رو بگم جدی و بدون دیونه بازی ...بعضی از دوستان یه کم اشتباه کردن من درسته یه دیونه هستم ولی عاشق نیستم و نخواهم و نمی خوام باشم ...این حرفهایی هم که می زنم دلیل بر عاشق بودن من نیست ...همشو بذارید به حساب دیونه بازیهام ...با اجازتون تعریف عشق رو اون بالای بلاگ نوشتم اگر کسی اون طور که نوشتم باشه اون وقت شاید بهش گفت عاشق ...هر چند ممطمئنم کسی نیست که ....
بی خی عشق ...
اینم یه نمونه دیونه بازی که ثابت کنم عاشق نیستم و فقط بازی رو خیلی دوست چون هنوز بزرگ نشدم ...
همتونو دوست دارم چون دوست داشتنی هستید ( چه آدمه پر رویی ( البته اگه بهش گفت آدم ...)) 
۱-روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب
 بپرن! ﴿اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه
۲-سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
۳-وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين
۴-کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد
۵-وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين
۶-به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين
۷-شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين
۸-صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين
۹-وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود
۱۰-بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين
۱۱-يل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين
۱۲-جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره
۱۳- قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين
۱۴-يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين
۱۵-  جاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين
۱۶- موقع  عکس   رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين
  
۱۷- تو ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين
        
 
۱۸- جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

 
۱۹-  ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين

hal begirid ---Arfo

 
+ نوشته شده در  84/11/09ساعت 20:18  توسط آرفو رفت عارف اومد  

امروز ميخوام واستون قصه بگم قصه اين و اون .
مثل مامان بزرگ ها ؛يادش به خير مي شستيم دورش نگاش  مي كرديم  تا شروع كنه .
يكي بود يكه ديگه هم بود  اين مي گفت دو ست دارم اون مي گفت ميخوامت ؛ اين مي گفت اگه بگي بمير ؛ ميميرم اون مي گفت اگه بگي برو ؛ ميرم.
اين مي گفت عشقمي ؛  دوست دارم ؛ دوستش داشت ولي نه بخاطر خودش ...
اون مي گفت اگه نباشي ؛ منم نيستم  ولي اينطور نبود در نبود اين ؛اونم بود .
چند ما هي گذشت اين و اون مي گفتند  آره ؛ مي گفتند نه .
به هم عادت كردند اين و اون هيچ كدوم اوني كه بايد مي بودند ؛نبودند .نمي دونستند چرا ؟ ولي نبودند .
تا اون رفت ؛ اين تنها موند  نمي دونست واسه چي رفته ؛ واسه چي تنها مونده.
گفتش بيخيال يه اونه ديگه .آره يه اونه ديگه مياد يواش يواش  بهش عادت مي كنم ولي ...
آره اين تونست يه اونه ديگه پيدا كنه  مي خواست فراموش كنه يعني مي خواست ؛ ولي نمي شد .
تا اون اومد ؛ باز هم نمي دونست چرا ؟ 
اومد بهم ريخت بد جوري هم بهم ريخت .
آره اون هم يه اينه ديگه داشت .اونم داشت به اين عادت مي كرد .
يه چيزي ؛ مثل اينكه عشق و عاشقي  وجود نداره .عشق آخره عادته...
اميدوارم تو شما اين و اون وجود نداشته باشه.


ادبياتم زياد خوب نبودش هميشه تو امتحان انشا از دو تا موضوع بهره مي بردم و از هر كدوم دو خطي مي نوشتم .پس منو ببخشيبد.
به مرگ فكر كنيد...

ز چشمت اگر چه كه دورم هنوز
پر از اوج و عشق و غرورم هنوز

اگر غصه باريد از ماه و سال 
به ياد گذشته صبورم هنوز

man va on --- arfo

+ نوشته شده در  84/11/05ساعت 19:50  توسط آرفو رفت عارف اومد   | 

به دلیل یه سری مشکلات فعلا تعطیل تا اطلاع ثانوی... 
+ نوشته شده در  84/11/04ساعت 12:7  توسط آرفو رفت عارف اومد  

والاه چی بگم فقط می تونم بگم دارم می ترکم ...

اخه من ۱ هفته پیش یه اتفاقی واسم افتاده بود منم اومدم همه ی جریان رو اینجا نوشتم و گذاشتم ثبت موقت ولی الان که اومدم نمی دونم کجا خریت در اوردم که همهی نوشته هام و اون عکس جالب پرید رفت ...

خیلی حیف شد ..خیلی ...باید به خودم تسلیت بگم ..کاشکی وبلاگ هم مثل کامپیوتر سیستم رستوری داشت ..کاشکی ...این هم مثل خیلی از کاشکی ها ..

ولی خدایی زور داره ها پستت به این راحتی از دستت بره ..حالا بذارید برم دایی پدرمو در میاره بهش قول دادم زود برم ..

امشب یه موضوع توپ پیدا می کنم فردا صبح آپ می کنم ..

ارفو به این راحتی نمی زنه بغل ..

خیلی شده ها ...

برم که کلمو می کنن..

دوستتون دارم چون دوست داشتنی هستید ..

کاشکی ....

 

+ نوشته شده در  84/11/02ساعت 10:27  توسط آرفو رفت عارف اومد   |